منو اصلی

پر بازدیدترین ها

1398/7/17 چهارشنبه

حضور مردم در مراسم اربعین توطئه و فتنه ها را خنثی می‌کند

رئیس شورای هماهنگی تبلیعات اسلامی استان تهران گفت: قطعاً اربعین امسال با شکوه تر و با عظمت تر از سالهای گذشته برگزار خواهد شد و حضور باشکوه مردم تمام توطئه ها و فتنه های دشمنان را خنثی خواهد کرد.
1398/7/17 چهارشنبه

شعار مشترک اربعین و۱۳ آبان استکبارستیزی خواهد بود

تهران- رییس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران گفت: شعار مشترک اربعین و۱۳ آبان استکبارستیزی خواهد بود.
1398/7/17 چهارشنبه

دبیر شورای نگهبان با انتقاد از مسکوت ماندن طرح اصلاح قانون انتخابات در مجلس ابراز امیدواری کرد مجلس با جدیت این طرح را به سرانجام برساند.

به گزارش حوزه پارلمانی خبرگزاری فارس،‌ آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان صبح امروز چهارشنبه (۱۷ مهرماه ۹۸) در جلسه این شورا با تسلیت به مناسبت اربعین حسینی گفت: راهپیمایی میلیونی اربعین حسینی به لطف خداوند چند سالی است جهانی و موجب انجام وحدت در جهان اسلام به ویژه دو ملت ایران و عراق شده است.
1398/7/17 چهارشنبه

تفکر جهادی وانقلابی با آبیاری خون شهیدان سبب پیروزی نظام شده است

تهران- رییس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران گفت: تفکر جهادی وانقلابی با آبیاری خون شهیدان سبب پیروزی نظام شده است.
1398/7/20 شنبه

جوسازی علیه شورای نگهبان در آستانه انتخابات اقدامی زننده است

ورامین- امام جمعه موقت ورامین گفت: جوسازی علیه شورای نگهبان در آستانه انتخابات، اقدامی سبک و زننده است.
مقاله// آیا انقلاب فرهنگی به تمام اهداف خود دست یافته است؟ انقلاب فرهنگی اقدام مهمی در چارچوب انقلاب اسلامی بود که بین سال‌های 1359 تا 1361 انجام شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به نقل از اندیشکده برهان، پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر تغییر بسیاری از ارکان نظام شاهنشاهی، ضرورت زدودن آثار غیراسلامی در بُعد فرهنگی را نیز ایجاب می‌کرد. از نهادهای فرهنگی مهم در این رابطه، دانشگاه‌ها بودند. بسیاری از دانشگاه‌های مهم کشور در این دوره، به محل برخورد عقاید جریان‌ها و گروه‌های سیاسی مختلف تبدیل شده بودند و بسیاری از نیروهای مخالف و منحرف جامعه، از جمله چپ‌ها، لیبرال‌ها و حتی نیروهای مسلح، علناً در دانشگاه حضور داشتند.

از این رو، رهبر کبیر انقلاب حضرت ااما خمینی(ره) با تشخیص این امر در بخشی از پیام خود در 29 فروردین سال 59، به تصفیه‌ی دانشگاه‌ها و اسلامی نمودن آن تأکید کردند و به‌ دنبال پیام ایشان، ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل گردید. این امر نیازمند تعطیلی دانشگاه‌ها و بسیاری از نهادهای آموزش عالی بود. بنابراین دانشگاه‌ها از سال 1359 تعطیل و در 27 آذر 1361 بازگشایی شدند. این ستاد در دوره‌ی مذکور، به اقدامات مناسبی از جمله تأسیس چندین دانشگاه، انتشار چندین هزار کتاب و جزوه‌ی علمی، برنامه‌ریزی در بسیاری از مجموعه‌های فنی، مهندسی، پزشکی و... مبادرت کرد. اما واقعیت آن است که ستاد از زمان تشکیل تا بازگشایی دانشگاه‌ها، نتوانست در تحقق تمام اهداف خود موفق گردد.

اصولاً یکی از چالش‌هایی که انقلاب اسلامی در دهه‌ی دوم و سوم با آن رو به رو بود، گروهی از چهره‌ها بودند که باید از آن‌ها تحت عنوان «انقلابیون پشیمان» یاد کرد. این گروه که بیش‌ترجزو رادیکال‌ترین نیروهای انقلاب بودند با گذشت یک دهه از انقلاب دچار دگردیسی و استحاله‌ی فکری شده و در تحولات نظام سلطه حل شدند.

گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/محمدجواد اخوان؛ در آغازین سپیده دم انقلاب اسلامی، اولین انتظارات اساسی از نظام جمهوری اسلامی، تحول در عرصه‌های مختلف به خصوص عرصه‌ی فرهنگ در سطوح عالی و نخبه سازی بود. آن‌چه در سطح دانشگاه‌ها وجود داشت، ادامه‌ی روند آموزشی و تربیتی ناکارآمد و بلکه آلوده‌ی گذشته در کنار یک زایده‌ی جدید، یعنی تبدیل اتاق‌های متعدد دانشگاه به دفاتر ویژه‌ی گروه‌های ریز و درشت سیاسی بی‌ارتباط با مبانی حرکت تحول ساز مردم بود.

مدیریت جدید نظام آموزش عالی تنها در صورتی که مدرک مستقیم و قابل ارایه‌ای از سرسپردگی اساتید به ساواک و یا عضویت در فراماسونری و... دست می‌یافت از ادامه‌ی فعالیتشان جلوگیری می‌کرد. علاوه بر این، مدیریت وقت دانشگاه‌ها با اتکا به لیبرالیسم حاکم بر دولت موقت، خود را موظف می‌دیدند که امکانات دانشگاه را در اختیار تبلیغات سیاسی گروه‌هایی قرار دهند که گاه در نقاط دیگر کشور مسلحانه در برابر نظام ایستاده بودند. «محمد ملکی»، رییس وقت دانشگاه تهران ـ به گفته‌ی خودش ـ پیشنهاد کرده بود که تمام اتاق‌های یکی از ساختمان‌های این دانشگاه به طورکامل در اختیار گروه‌های سیاسی مختلف قرار داده شود.

در مقابل، حضرت امام(ره) بارها نارضایتی خود را از وضعیت دانشگاه‌ها که هنوز توانایی و قابلیت‌های حرکت به سوی تأمین استقلال کشور در زمینه‌های مختلف را نداشتند، اعلام کرده بودند. این موضوع در آن حد برای مقتدای انقلاب اسلامی اهمیت داشت که در پیام نوروزی سال 1359 تأکید کردند: «باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیطِ سالمی برای تدریس علوم عالی اسلامی شود.»

اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، مدیریت وقت دانشگاه‌ها با اتکا به لیبرالیسم حاکم بر دولت موقت، خود را موظف می‌دیدند که امکانات دانشگاه را در اختیار تبلیغات سیاسی گروه‌هایی قرار دهند که گاه در نقاط دیگر کشور مسلحانه در برابر نظام ایستاده بودند.

در 29 فروردین 1359 منافقین و گروهک‌ها با حمله به دانشگاه تربیت معلم و ضرب و شتم دانش‌جویان مسلمان، کنترل دانشگاه را در دست گرفتند. شورای انقلاب 3 روز به آن‌ها مهلت داد تا اتاق‌ها و ستادهای عملیاتی خود را از دانشگاه‌ها خارج کنند. مردم به منظور مقابله با گروهک‌ها به راه پیمایی پرداختند و در روز دوم اردیبهشت 1359 در حالی که منافقین به سلاح گرم و سرد مسلح بودند، مردم موفق به شکست آن‌ها شدند و دانشگاه‌ها را تصرف کردند و به این ترتیب تا 27 آذر 1361، دانشگاه‌ها تعطیل بود.

در این مدت ستاد انقلاب فرهنگی وظیفه‌ی بررسی و تحقیق و برنامه ریزی جهت تغییر محتوا و عملکرد نظام آموزشی کشور را بر عهده داشت. عمده‌ترین اهداف این انقلاب فرهنگی تجدید نظر در نظام آموزش و ساختار دانشگاه‌ها و متحول ساختن آن متناسب با نیازهای کشور و تأمین استقلال سیاسی، اقتصادی و رهایی از وابستگی به شرق و غرب و نیز تصفیه‌ی دانشگاه‌ها از عناصر وابسته به استعمارگران و ابرقدرت‌ها و به طور کلی از عناصر ضدانقلاب بود، اما نکته‌ای که باید لحاظ گردد آن است که در این حرکت عظیم، طیف وسیعی از نیروهای همراه با انقلاب مشارکت و همراهی داشتند که البته تمامی آن‌ها بعداً به این همراهی خود ادامه ندادند.

اصولاً یکی از چالش‌هایی که انقلاب اسلامی در دهه‌ی دوم و سوم خود با آن رو به رو بود، گروهی از چهره‌ها بودند که باید از آن‌ها تحت عنوان «انقلابیون پشیمان» یاد کرد. این گروه که بیش‌ترجزو رادیکال‌ترین نیروهای انقلاب بودند با گذشت یک دهه از انقلاب دچار دگردیسی و استحاله‌ی فکری شده و در تحولات نظام سلطه حل شدند. کالبدشکافی جریان‌های سیاسی کشور نشان‌گر آن است که این گروه بیش‌تر متعلق به جریان موسوم به دوم خرداد و طیف اصلاح طلبان هستند. به طورکلی این افراد را در سه گروه بازیگران، متولیان و حامیان می‌توان تقسیم نمود. در این نوشتار خواهیم کوشید به برخی از این چهره‌ها اشاره نماییم.

در 29 فروردین 1359 منافقین و گروهک‌ها با حمله به دانشگاه تربیت معلم و ضرب و شتم دانش‌جویان مسلمان، کنترل دانشگاه را در دست گرفتند.

دانش‌جویان، بازیگران اصلی؛

در مقابل مطالبه و خواسته‌ی امام امت در خصوص انقلاب فرهنگی، دانش‌جویان، به خصوص طیف حزب اللهی و مسلمان پیرو خط امام(ره) تکاپوی شدیدی برای پیداکردن راه حلی اساسی برای تحقق منویات امام(ره) داشتند. بنابراین می‌توان دانش‌جویان را بازیگران اصلی انقلاب فرهنگی دانست البته در خصوص چگونگی ورود و در اولویت بودن چنین اقداماتی نیز بحث‌هایی در درون این جبهه وجود داشت.

در آن مقطع مسأله‌ی لانه‌ی جاسوسی و چگونگی ادامه و پایان مناسب آن به دغدغه‌ی طیف خاصی از دفتر تحکیم وحدت بدل شده بود، به طوری که می‌توان گفت در این خصوص دو رویکرد کلی در دفتر تحکیم وحدت وجود داشت. در تهران، انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت به محوریت افرادی مثل دکتر «محمود احمدی نژاد» اولین حرکت را در پاک‌سازی دانشگاه‌ها از دفاتر گروه‌های مسلح و غیرمسلح در حال جدال با نظام اسلامی، آغاز کردند. سپس دانشگاه‌ها یکی پس از دیگری به کنترل دانش‌جویان خط امامی درآمد.

این اقدام‌ها گاه به دلیل واکنش مسلحانه‌ی گروه‌ها چهره‌ای خونین می‌یافت. گریزی از آن نبود که مردم که بیش از یک سال شاهد حرکت‌های هرج و مرج طلبانه‌ی گروه‌های پرادعا و دور از خواسته‌های ملت بودند، به طور مستقیم وارد صحنه شوند اما طیف دیگری که بیش‌تر شامل دانش‌جویان حاضر در لانه‌ی جاسوسی آمریکا می‌شد چندان با این روند موافق نبود. «ابراهیم اصغرزاده» این گرایش متفاوت را این گونه روایت می‌کند: «ما طرف‌دار وحدت گروه‌های چپ بودیم و برای همین هم مخالف انقلاب فرهنگی بودیم و آن را در جهت تفرقه می‌دانستیم.»[1]

باید توجه نمود که اگر چه گروه‌های چپ در آن زمان با تجمع در مقابل لانه‌ی جاسوسی شعار حمایت از دانش‌جویان پیرو خط امام و لزوم تشکیل «جبهه‌ی متحد خلق» را سر می‌دادند، اما دقیقاً مطابق با نیاز آمریکا، در مناطق غربی کشور به کار پشتیبانی از تحرکات تجزیه طلبانه مشغول بودند.

در آن مقطع مسأله‌ی لانه‌ی جاسوسی و چگونگی ادامه و پایان مناسب آن به دغدغه‌ی طیف خاصی از دفتر تحکیم وحدت بدل شده بود، به طوری که می‌توان گفت در این خصوص دو رویکرد کلی در دفتر تحکیم وحدت وجود داشت.

اصغرزاده هم‌چنین می‌گوید: «حرکت‌هایی از جنس انقلاب فرهنگی و پاک‌سازی و تصفیه از نظر ما یک حرکت انحرافی بود.»[2] و این درحالی است که حرکت انقلاب فرهنگی دقیقاً به تبعیت از پیام نوروزی حضرت امام(ره) صورت گرفت که در بخشی از آن چنین آمده بود: «باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیطِ سالمی‌ برای تدریس علوم عالی اسلامی شود.»

مخالفان آن زمان انقلاب فرهنگی امروز نیز از پذیرش این که بنیان‌گذار انقلاب فرهنگی کسی جز امام(ره) نبوده است، پرهیز دارند و آن را به دانش‌جویان مسلمان دانشگاه‌هایی مثل علم و صنعت و تربیت معلم و افرادی مانند محمود احمدی نژاد نسبت می‌دهند اما گریزی از این هم ندارند که اذعان کنند: «امام انقلاب فرهنگی را به نوعی (؟) تأیید کرده بودند.

حتی به مرور زمان ما هم خودمان را با انقلاب فرهنگی وفق دادیم و مخالفت نکردیم.» با این حال آنان در تخطئه‌ی احمدی نژاد و هم فکرانش در ماجرای انقلاب فرهنگی می‌گویند: «آن‌ها مولود جریانی بودند که اصالتاً برآمده از یک نگاه سنتی بود و مخالف جدی کمونیسم؛ جریانی که قبل از انقلاب چپ‌ها را نجس می‌دانست و معتقد به مشی مبارزاتی چپ گرایانه نبود.» اشاره‌ی اصغرزاده در این کلام به ماجرای مشهور فتوای روحانیون مبارز زندانی پیش از انقلاب است که براساس نجاست کمونیست‌ها به دلیل بی‌اعتقادی آنان به اصول دین تأکید داشتند. در این مقطع، با تعطیلی دانشگاه‌ها، مأموریت تحکیم وحدت پایان نیافت و باید گفت در ادامه نیز طیف دانش‌جویی همراه با انقلاب، تبلور می‌یافت. مجری اصلی ادامه‌ی این حرکت بود.

زمانی بحث پشتوانه‌ی فکری سازی برای حرکت انقلاب فرهنگی مطرح بود، لازم می‌نمود این دفتر به مباحث غرب شناسی برای نقد اندیشه‌ی غرب بپردازد و به همین منظور دفتر تحکیم اردوهایی در اردوگاه شهید باهنر در شمال تهران برای دانش‌جویان ترتیب داد. نکته‌ی جالب توجه آن است که در میان اساتید این دوره به نام «احمد مسجدجامعی» - دیگر عضو کنونی شورای شهر تهران- بر می‌خوریم که از چهره‌های شناخته شده‌ی اصلاح طلبان است و در دوره‌ی ریاست جمهوری خاتمی بر کرسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده بود. مسجدجامعی بعدها هیچ‌گاه آشکارا به نقد انقلاب فرهنگی نپرداخت، اما عملکرد وزارت ارشاد دولت اصلاحات چندان با اهداف انقلاب فرهنگی هم خوانی نداشت.

در همین دوره تلاش‌هایی برای تحقق منویات امام(ره) در وحدت میان حوزه و دانشگاه انجام گرفت. در این میان دفتر تحکیم وحدت (که در نام خود اشاره‌ای ضمنی به وحدت حوزه و دانشگاه داشت) نقش فعالی را ایفا می‌کرد. در همین راستا در پایان اردیبهشت ماه 1359، همایشی تحت عنوان «فیضیه، دانشگاه و انقلاب فرهنگی» در مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم برگزار گردید که در آن به نمایندگی از سوی دفتر تحکیم وحدت به جز «مجتبی ثمره هاشمی»، فردی هم‌چون «هاشم آغاجری» حضور یافت.

از لطایف روزگار سخنرانی معروف هاشم آغاجری (البته در کسوت دانش‌جویی) بود که از وابستگی دیرینه‌ی روشن‌فکران ایرانی به غرب انتقاد می‌کرد! البته همو بود که بعدها مدعی «پروتستانتیزم اسلامی» شد و حتی پا را فراتر نهاد و دین را افیون توده‌ها خواند! پس از تعطیلی دانشگاه‌ها هم، «هاشم آغاجری» و «عباس عبدی» به نمایندگی از دفتر تحکیم وحدت در دو مناظره‌ی تلویزیونی حاضر شده و در مقابل نمایندگان گروهک‌های چپ به دفاع از انقلاب فرهنگی پرداختند! هرچند که بعدها عبدی مدعی شد همان زمان هم با انقلاب فرهنگی چندان موافق نبوده و صرفاً برای مصلحت در تلویزیون حاضر شده است.[3]

در همین دوره تلاش‌هایی برای تحقق منویات امام(ره) در وحدت میان حوزه و دانشگاه انجام گرفت. در این میان دفتر تحکیم وحدت (که در نام خود اشاره‌ای ضمنی به وحدت حوزه و دانشگاه داشت) نقش فعالی را ایفا می‌کرد.

ستاد انقلاب فرهنگی، متولی حرکت

اما تعطیلی دانشگاه‌ها، پایان کار نبود. بازگشایی دانشگاه تنها زمانی ممکن بود که نظام آموزشی کشور متناسب با تفکر اسلامی و انقلاب متحول گردد و به همین منظور به فرمان امام(ره) «ستاد انقلاب فرهنگی» شکل گرفت.
در میان چهره‌های حاضر در این ستاد، نامی به چشم می‌خورد که در آن سال‌ها تازه از سفر فرنگ بازگشته بود و تلاش می‌نمود خود را در سلک شاگردان استاد «شهید مرتضی مطهری» بنماید. «عبدالکریم سروش» – که در شناسنامه‌اش با نام «حسین حاج فرج الله دباغ» شناخته می‌شد- که چیرگی زایدالوصفی در سخنرانی و نیز مناظره با گروهک‌ها و جریان‌های غیراسلامی داشت و در آن روزها دیدگاه‌های بسیار متفاوت‌تری از امروز در حوزه‌ی دانشگاه و نظام علمی ـ فرهنگی داشت.

شاید شگفت آور باشد که امروز بشنویم وی در آغازین روزهای انقلاب فرهنگی از مخالفان برخی رشته‌های دانشگاهی که آن‌ها را دانش کاذب می‌نامید، بود. وی در همین ایام در مصاحبه‌ای در خصوص حذف برخی رشته‌های دانشگاهی گفت: «این رشته‌ها را کنار گذاشتیم و به تعبیری که در اسلام داریم که ان‌شاءالله علم نافع را در دانشگاه‌ها ترویج بدهیم.»[4]

در این مقطع، وی با اهداف انقلاب فرهنگی از جمله پاک‌سازی اساتید وابسته و اسلامی شدن دانشگاه‌ها به شدت موافق بود و می‌گفت: «اگر ما از استاد خوب، متخصص و متعهد، غنی بودیم شاید نیازی به انقلاب فرهنگی به آن صورتی که رخ داد نبود ... از این لحاظ ستاد انقلاب فرهنگی می‌بایست فکر اساسی کرده باشد. طبیعی‌است که تکلیف تعدادی از استادن را بازسازی معلوم می‌کند. این‌ها استادانی هستند که ما با این‌ها به هیچ‌وجه نمی‌توانیم همکاری کنیم، به هیچ ‌نحو با دانشگاه هم گامی ندارند و به دلایل مختلف در آن‌ها انتظار اصلاح و تغییر روحیه نمی‌رود و به این ترتیب از همکاری با آن‌ها معذور خواهیم بود، اما بقیه‌ی استادان، ما از یک طرف امیدمان این است که آن‌ها با اسلامی‌تر شدن دانشگاه، با حرکتشان در خط کلی انقلاب، در حقیقت رفته‌رفته از آن خواب گرانی که حکومت گذشته بر آن‌ها تحمیل کرده بود، بیدار شوند.

در مرتبه‌ی دوم ما برای این استادن برنامه‌هایی پیش‌بینی کرده‌ایم که با معارف اسلامی آشناتر بشوند و در رتبه‌ی سوم هم برنامه‌ی تربیت مدرس که ذکر آن رفت، کار نظام‌مند و منظمی است که ما برای تأمین استادان آینده‌ی دانشگاه‌ها در پیش داریم. شما می‌دانید که استاد را هیچ وقت، یک‌ شبِ نمی‌توان تهیه کرد ... استادان را خرده خرده می‌توان به آن حدی رساند که استاد مطلوب دانشگاه اسلامی باشند.»[5]

مقایسه‌ی این دیدگاه‌ها با نظرات کنونی سروش می‌تواند جالب توجه باشد. سروش در مصاحبه‌ی بهار 1386 سعی کرد با پررنگ کردن نقش دیگران در ستاد انقلاب فرهنگی نقش خود را در پاک‌سازی اساتید کم‌رنگ نشان دهد: «ستاد مکلف به بستن دانشگاه‌ها نبود و این خطایی است که من در پاره‌ای از نوشته‌ها می‌بینم. ستاد متشکل از هفت نفر بود و من در اغلب بحث‌هایی که امروزه می‌شود، می‌بینم. مسأله چنان مطرح می‌شود که گویی ستاد انقلاب فرهنگی یک نفر داشت آن هم عبدالکریم سروش بود. یک وظیفه هم داشت آن هم بیرون کردن دانشگاهیان بود. هر دو ادعا بسیار جفاکارانه و دروغ‌زنانه است. این دروغ تاریخی باید افشا شود.»[6]

آری! آن روز از شاخص‌ترین کارهای ویژه‌ی ستاد انقلاب فرهنگی، تصفیه و پاک‌سازی اساتید غرب زده، شرق زده و وابسته بود. در همین فرآیند بود که بسیاری از چهره‌های چپ و لیبرال از دانشگاه‌ها تصفیه شدند و همین موضوع باعث شرمساری طیفی از چهره‌های تازه لیبرال در دهه‌ی دوم و سوم انقلاب گردید. طیفی که در دهه‌های دوم و سوم دچار استحاله‌ی فکری شده بودند و تمایلاتی نسبت به غرب در آن‌ها زنده شد. به طور طبیعی این طیف از شخصیت‌ها از این که در کارنامه‌ی خود سوابقی از حذف استادان لیبرال داشتند، احساس شرمساری می‌نمودند و هرکدام به نوعی درصدد انکار و یا کوچک سازی نقش خود بودند. البته سروش تنها عضو پشیمان ستاد انقلاب فرهنگی نبود. بعدها با پیشنهاد مسؤولین و موافقت حضرت امام(ره) ستاد انقلاب فرهنگی، گسترش یافت و جای خود را به شورای عالی انقلاب فرهنگی داد. در این شورا علاوه بر اعضای ستاد انقلاب فرهنگی، تعدادی از مسؤولین ذی ربط دولتی نیز حضور داشتند. از جمله‌ی این مسؤولین «محمدعلی نجفی» وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی بود.

عبدالکریم سروش که تلاش می‌کند در اقدام‌های خود در انقلاب فرهنگی، شریک جرم (!) دست و پا کند این گونه در خصوص اقدام‌های نجفی افشاگری می‌کند: «مایلم یادآوری کنم که وزیر علوم هم آن زمان عضو شورای انقلاب فرهنگی بود. ابتدا دکتر «عارفی» و بعد به مدت طولانی آقای دکتر نجفی و از قضا مسؤول تصفیه‌های وزارت علوم بود. وقتی من آخرین بار از وزارت علوم پرسیدم، آن‌ها در گزارشی محرمانه به من گزارش دادند که 700 نفر از اساتید تصفیه شده‌اند. این گزارش‌ها و آمارها به هیچ وجه در اختیار ما نبود.»[7]

محمد علی نجفی که امروز در کسوت یک اصلاح طلب عضو شورای اسلامی شهر تهران است چندان افشاگری سروش را نپسندید و در پاسخ به سروش تلاش کرد که توپ را به زمین خود او بیاندازد و یادآوری کرد که امر اخراج و پاک‌سازیدانش‌جویان و استادان بر اساس آیین‌نامه‌ی مصوب ستاد انقلاب فرهنگی بوده و توسط هیأت‌هایی که زیر نظر این ستاد فعالیت می‌کردند اجرا می‌شد: «بنده (و سایر وزرای فرهنگ و آموزش‌عالی) هیچ‌گاه عضو ستاد انقلاب فرهنگی نبودیم و تنها حدود شش سال پس از تشکیل آن ستاد و با شکل‌گیری شورای‌عالی انقلاب فرهنگی وزرای وقت سه وزارت‌خانه‌ی (آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش‌عالی، فرهنگ و ارشاد اسلامی) به عضویت آن شورا درآمدند؛ و این عضویت زمانی است که پیش از آن دانشگاه‌ها بازگشایی شده و تصفیه‌ها خاتمه یافته بود ... آقای سروش نیک می‌دانند که گروه بر ستاد انقلاب فرهنگی (که به قول ایشان در جلسات معمولاً در مقابل آن‌ها سکوت می‌کردند) پاک‌سازی استادان و گزینش دانش‌جویان را از شئون اصلی انقلاب فرهنگی می‌دانستند. نتیجه آن‌که هیچ‌گاه وزارت فرهنگ و آموزش‌عالی (علوم) مسؤول تصفیه یا پاک‌سازی استادان نبوده است و این امر بر اساس آیین‌نامه‌ی مصوب ستاد انقلاب فرهنگی و توسط هیأت‌هایی بود که زیر نظر آن ستاد صورت می‌گرفت. حتی ستاد نام برده شده تا مدت‌ها با حضور یک نماینده از طرف وزیر در آن هیأت‌ها مخالفت می‌کرد، چه رسد به این‌کهمسؤولیت تصفیه‌ی استادان به دوش وزارت‌خانه سپرده شده باشد.»[8]


پی‌نوشت‌ها:
[1]- سایت آفتاب، 2/9/1386، ر.ک.: راه توده، 25/9/2009
[2] - همان
[3] - شهروند امروز، شماره‌ی 23، مصاحبه با عباس عبدی
[4] - مجله‌ی دانشگاه انقلاب، تابستان 1361، شماره‌ی13، ص 12
[5]- همان
[6] - روزنامه‌ی هم میهن، 20/3/1386
[7] - همان
[8] - همان، 22/3/1386
بيشتر

اطلاعیه ها و بیانیه ها

1397/7/8 يكشنبه

شهرداری پایتخت اطلاعات تمام مدیران خود را منتشر کرد + دانلود اطلاعات و مشخصات مدیران

با دستور شهردار تهران، اطلاعات مدیران ارشد شهرداری تهران بر روی وبسایت شفاف دردسترس شهروندان قرار گرفت.
1397/6/26 دوشنبه

واکنش ثبت احوال به تعویض نام خانوادگی توسط آقازاده‌ها

سخنگوی ثبت احوال به خبر تعویض نام خانوادگی برخی آقازاده‌ها برای دور زدن افکار عمومی واکنش نشان داد.
1397/6/10 شنبه

اطلاعیه 4

تست
1397/1/14 سه شنبه

یوم‌الله 12 فروردین ؛ تجلّی واقعی ارادۀ ملّت بزرگ ایران

یوم‌الله 12 فروردین ؛ روز وحدت ملی ایرانیان، روز تثبیت انقلاب اسلامی، روز قرار گرفتن در مسیر حکومت عدل الهی است .
1396/9/2 پنجشنبه

پاسخ فرمانده به نامه سردار فاتح/خدمتی بزرگ به بشریت کردید

پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به نامه‌ی سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره پایان سیطره شجره خبیثه داعش منتشر شد.

پیوندها

اوقات شرعي

True

تقويم

<>
شيدسچپج
12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930

بازديدها

تعداد بازديد اين صفحه: 109220
تعداد بازديد از سايت: 32593079
تعداد بازديد زيرپورتال: 148017
اين زيرپورتال امروز: 102
در امروز: 529
اين صفحه امروز: 26
خانه | بازگشت |
Guest (SGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما